شکوهی که در سکوت فریاد را گم می‌کند، فریادی که در هیاهو گم می‌‌شود، ۲۵ ماند. برسد بدست ۲۲

فوریه 5, 2010 با امتی رند

شنوندگان عزیز توجه فرمائید- شنوندگان عزیز توجه فرمائید- ایران آزاد شد. ” یک هفته دیگر هم تهران بودم. همه می گفتند “دیدار بعدی ۲۲ بهمن. این بار در سکوت. با آرامش. با عظمت”. می گفتند “باید صبور بود، امید داشت و آگاه بود”". بشنوید، نپذیرید، نپزیریییییییید: برای رسیدن به هدف راههای بسیاری هست، عزیزان من بهترین راه در ریاضی‌ بهینه سازیست،یعنی‌ کمترین هزینه بیشترین بهره، استراتژی و سیاست ۲ محور پیروزی است،ذات سیاست کثیف است اما در جهت پیشبرد اهداف پاک معنی‌ پیدا می‌کند،سیاست مستقیم نیست ،راست نیست، گاهی از مسیری که در ظاهر کژ است به هدف می‌رساند،با حضور مردم است که اهرم‌های سیاست در بالا به مذاکره تکان میخورند،برآورد درستی‌ از خواست مردم ایران نه خود(من اکثریت نیستم،من به دموکراسی اعتقاد دارم،من به اندیشهٔ زنی‌ در زاهدان،و پسرش که مانند منو تو اینترنت نمیداند چیست و فقط میگوید رای من کو احترام میگذارم،من به اندیشهٔ بسیجی‌ که شال سبز میاندازد و با همهٔ اعتقاداتش در کنار ما راهپیمائی می‌کند احترام میگذارم،ایران فقط سرای من نیست، ایران به احمدی‌نژاد‌ها هم تعلق دارد،بر من خرده نگیر دوست، من نمیتوانم مانند آنها باشم،من هم مانند چارلی چاپلین فکر می‌کنم ایران آنقدر بزرگ هست که جا برای همگان باشد) مارا به این می‌رساند که کمترین هزینه و بیشترین بهره برای رسیدن به حقوق اولیه و متناسب با درخواست و فهم جامعه حمایت از موسوی و کروبی و راه آنان است، اینست که شعار جمهوری ایرانی‌ مطابق با فهم و خواست اکثریت نیست و کروبی خاتمی و موسوی می‌گویند پرهیز از شعار ساختار شکن . اینست که کروبی در بیانیه دعوت میگوید راهپیمائی آرام،از عظمت سکوت ۲۵ خرداد سخن میگوید و پرهیز از خشونت زبانی و فیزیکی‌ که خواست سرکوب گران برای جلوگیری از شکل‌گیری جمعیت میلونی.بارها گفتم باز هم می‌گویم سکوت بستری برای حضور ،حضور لغتی که به آن توجه نمی‌کنیم، ۲۲ بهمن روز قدرت نمای و مذاکره بر سر مطالبات جنبش است، با درگیریهای پراکنده به هیج کجا نخواهیم رسید، با شعار به هیچ کجا نخواهیم رسید. آنها برای تفکیک جمعیت و مسدود کردن گلوگاه‌ها برای رسیدن به آزادی و متفرق کردن مردم نیازمند شعار هستند،یقین بدانید‌ برای تهییج مردم به شعار‌های تند و کشیدن به خشونت افرادی را مامور کرده اند، آسان‌ترین و سریعترین راه عبور از ۲۲ بهمن به خشونت کشیدن آن است، دوربین هارا دور میکنند مردم را با شعار تفیکیک و در ۴ راهها متفرق،عوامل خودی به آزادی و سناریو تکمیل میشود ،بگذارید هرچقدر میخواهد فیلم بگیرند و به نفع خود مصادره کنند،مگر میشود ۴ ملیون جمعیت را به نفع خود مصادره کرد؟ مگر روز قدس مصادره شد؟چه کسی‌ باور کرد؟ فقط ضعف جنبش در بهم پیوستن و تشکیل جمعیت میلیونی بود که با ندادن شعار قابل حل بود،ما اگر اعتقاد داریم که بر حقیم و اکثریت را تشکیل میدهیم، با حضور آنها در ما گم خواهند شد، میدان آزادی جایی‌ نیست که با نیروهای آنها پر شود ،هراسشان از همین است،در عاشورا به قدر کافی‌ شعار و کشته دادیم، جنبش سبز ایران یک اعتراض مدنیست،اگر امروز این جنبش زبان زد جامعه جهانیست مدیون اعتراض مدنی و مبارزات بدون خشونت که فرهنگ و اندیشهٔ ایرانی‌ را به جهانیان شناسند و ایرانی‌ بودن افتخار شد،وگرنه وحشی گری و خشونت افتخاری نیست،اگاهان و صاحبان اندیشه و نظر بر این اتفاقند که روز ۲۲ بهمن سکوتی سبزی دیگر ،حضور شکوه و قدرت و فریاد سکوتی  رساتر مارا زیباتر به خواست‌هایمان خواهد رساند، صاحبان هیجان و احساسات و ها‌ی و هوی و فریاد در مقابل، بزرگی‌ گر به بزرگی‌ رسید از سکوت و فریاد به موقع بود نه هر دم داد زدن،از بیانیه کروبی تا صحبتهای شیرین عبادی، از مقاله‌ی جرس تا گروه انقلاب سبز و صفحهٔ فیسبوک موسوی، از مردم ایران تا آزادی ،و از من تا شما به سکوت دعوت می‌کنیم، ۲۲ بهمن ،همه باهم، از سکوت تا آزادی

سکوتم از رضایت نیست
سکوتم بلندترین فریاد است


طرح سکوت سبز و حضور زود هنگام در میدان آزادی

تحلیلی قابل توجه خشونت طلبان و شعار دهندگان، ۲۲ بهمنی مطلوب کودتاچیان (گروه تحلیلگران انقلاب سبز)

ژانویه 22, 2010 با امتی رند

با نزدیک شدن 22 بهمن، ایده ها و طرح های گوناگونی برای چگونگی برپایی تظاهرات این روز مطرح میشوند. برخی به فکر شکستن کمر حکومت هستند و برخی به فکر منصرف کردن حاکمیت از برخورد خشن با معترضان. در این میان رفتار ضد و نقیض جناح حاکم نیز بر ابهام ها افزوده است. این ابهام با مبهم گویی رهبر نظام و دعوت وی به شفافیت، دو چندان شده است! شاید بهتر باشد قبل از تحلیل امکانات سبزها در تظاهرات 22 بهمن، گزینه ها و امکانات کودتاچیان را مورد بررسی قرار دهیم تا بتوان با صرف کمترین هزینه، به بهترین نتایج دست یافت.

اندرز شرلوک هلمز به همه کارآگاهان این بود که همیشه از دید قاتل به صحنه قتل نگاه کنید! پرسشی که در ادامه طرح و یکی از پاسخ های آن بررسی میشود این است که بهترین و کم هزینه ترین گزینه کودتاچیان برای عبور از گردنه 22 بهمن چه میتواند باشد؟ اهمیت این پرسش زمانی افزون تر میشود که فرض کنیم کودتاچیان تمایلی به پذیرش سقف و کف مطالبات جنبش سبز ندارند.

سیاست مشت آهنین حاکمیت در روز عاشورا به شکستی خفت بار منجر شد و مردم نشان دادند که میتوانند از تجمع مسالمت آمیز خود دفاع کنند. اما بعد از آن کودتاچیان برای تهاجم به جنبش سبز، سناریوی اهانت به مقدسات را طراحی و تظاهرات دولتی 9 دی را با شعار تحریک آمیز مرگ بر موسوی اجرا کردند. پس از آن تمام فعالان مدنی و سیاسی درون کشور و مشاوران و نزدیکان رهبران جنبش بازداشت شدند و بوی خشونت از در و دیوار شهر به هوا برخواست. در این میان بیانیه 17 عرصه و چارچوب تعامل حاکمیت و جنبش سبز را از نو و در قالبی جدید شکل داد. باید اذعان داشت که کمترین دستاورد بیانیه 17 این بود که عرصه و زمین بازی را همچنان در کنترل سبزها نگاه داشت و امکان تغییر نابهنگام بازی را از کودتاچیان سلب نمود. در حال حاضر کودتاچیان همچنان ناگزیر به ادامه بازی در زمین نامطلوب حریف هستند و برای حفظ دروازه خود به طور مداوم به تحریک، خطا و قانون شکنی متوسل میشوند.

در کنار تمامی محاسن بیانیه 17 باید به یک نقص یا کوتاهی در رویکرد سبزها نسبت به این بیانیه اشاره کرد و آن حالت «انتظار» است که در میان برخی از سبزها مشاهده میشود. برخی تصور میکنند جنبش سبز برای ادامه مسیر خود باید منتظر شنیدن پاسخ حاکمیت به بیانیه 17 بماند، در حالی که در شرایط فعلی کودتاچیان در موضع تدافعی محض قرار دارند و در چنین موضعی، سبزها نباید برای تعیین رویکرد خود «منتظر» دریافت پاسخ روشن از طرف مقابل باشند. طبیعی است که کودتاچیان تلاش میکنند وضعیت همچنان به صورت مبهم و غیر شفاف باقی بماند. پس نه پیشنهادهای موسوی را علنا رد میکنند و نه نشانه ای از پذیرش پیشنهادها به دست میدهند. بهترین گزینه برای حاکمیت این است که سبزها را در انتظار نگه دارند و تظاهر کنند رهبر نظام تصمیم گیرنده اصلی است و اوست که باید به مطالبات جنبش سبز پاسخ دهد.

در حالی که کودتاچیان به این طریق به وقت کشی میپردازند، فعالان جنبش سبز به گمانه زنی و فرضیه بافی در خصوص محتوای پاسخ حاکمیت می پردازند و در این میان برخی به این نتیجه میرسند که با اعلام وفاداری به «ولایت» دلی به دست آورند و برخی دیگر هم بر یکسره کردن کار تاکید میکنند. آنچه در این میان مایه نگرانی و هشدار است این است که طرفین یکدیگر را به تندروی یا سازشکاری متهم کنند و جبهه متحد جنبش سبز قبل از دستیابی به «کف مطالبات» دچار اختلاف نظر و شکاف شود. در این شرایط تنها نقطه امید کودتاچیان این است که این اختلاف نظر را افزایش دهند و به موازات آن شکاف درون حاکمیت را ترمیم نمایند. یک راه مناسب برای ترمیم این شکاف، تعریف دشمن مشترک است.

واضح است که جنبش سبز مطالباتی داشته و دارد و بارها و بارها سقف و کف آن تعیین شده است، اما تداوم جنبش سبز به هیچ وجه مشروط و منوط به بقا یا فروپاشی نظام نیست. در مقطع کنونی که هنوز مطالبات اساسی جنبش سبز برآورده نشده است، سقوط یا بقای نظام چالش اصلی جنبش سبز نیست و نباید به یک بحران برای سبزها تبدیل شود، بلکه برعکس این رشد جنبش سبز است که یک بحران برای حاکمیت به شمار میرود و تا دیر نشده باید فکری برای آن بکنند! چالش اساسی جنبش سبز، یافتن بهترین روش و شکل (متد و فرم) برای پیش بردن مبارزه با کم ترین میزان خشونت است تا زمانی که بستر مناسب برای طرح مطالبه و محتوای مورد نظر ملت (به عنوان مثال رفراندوم) از طریق دموکراتیک فراهم گردد. سنگ بنا و محور این بستر دموکراتیک و مطالبه مشترک همه طیف های جنبش، سقوط دولت کودتاست. در مقابل دولت کودتا تمایل دارد موضوع منازعه از تقلب و مسئولیت پذیری دولت در برابر ملت و مجلس، به تهدید موجودیتی کل ساختار مبدل گردد و کل نظام را در برابر جنبش سبز متحد کند. عطف رویکرد از دولت به ساختار، هرچند ممکن است حق طلبانه باشد، اما در مقطع کنونی، نتیجه ای جز کاهش شکاف درون حاکمیت نخواهد داشت. شاید به همین دلیل باشد که هر از گاه رهبر نظام سینه سپر کرده و با تحریک مردم سعی میکند توجه سبزها را از دولت کودتا به کل ساختار معطوف کند. این تلاش بدان خاطر صورت میگیرد که جنبش سبز به عنوان یک حرکت ساختارشکن تمام عیار شناخته شود تا به این ترتیب از گسترش شکاف درون حاکمیت جلوگیری شود. بنا براین تا زمانی که اراده سرکوب وجود دارد، جناح حاکم برای جلوگیری از گسترش شکاف درون حاکمیت و ایجاد یک جبهه واحد در برابر “دشمن مشترک” تلاش خواهد کرد. زمانی که حاکمیت متحد و منتقدان درون نظام ساکت شوند، خشن ترین سرکوب ها امکان پذیر خواهد بود.

شاید به همین علت است که شماری از شخصیتهای جنبش سبز، برخی شعارها را – نه لزوما به خاطر محتوای آن، بلکه به خاطر زمان طرح – انحرافی دانستند. چرا که برای گسستن یک پیوند باید به ضعیف ترین حلقه آن فشار وارد کرد، نه محکم ترین حلقه!

پی‌ : در پایان رند میگوید  شکوه حضور را دریاب، صدا‌شان را در سکوت خود گم کنید

منبع: از فیسبوک موسوی به لینک:

http://www.facebook.com/home.php?ref=home#/note.php?note_id=263134994089&id=95040933929&ref=nf

راه پیمایی سکوت ۲۲ بهمن ، حضور ، پرهیز از خشونت

ژانویه 16, 2010 با امتی رند

حضور لغتی که به آن  توجه نمی‌کنیم، حضور به معنی‌ اعتراض مدنی تا پیروزی جنبش، خشونت امری که آنها نیاز دارند برای سرکوب، بار دیگر با حضور میلیونی خود در ۲۲ بهمن، ۲۵ خردادی دیگر را در تاریخ ثبت کنیم، بازگشت به اعتراضات مدنی ،سکوت بستری برای مشارکت بیشتر مردم، صدای آنهارا در سکوت خود گم کنیم، با قدری زودتر برخاستن اینبار جلوی آوردن لشکر اتوبوسی را بگیریم، روز ۲۲ بهمن آزادی  از آن ماست

اجراي بسیار زیبای جديد سرود اي ايران با صداي فريدون فرهي / شعر : مسعود آذر

اکتبر 10, 2009 با امتی رند

اي ايران مرزت چه ها كشيد
چه خون ها در دامنت چكيد
دور از تو شد مهر مردمان
كي برپا ماني در اين جهان

اي … دشمن تو آشنا و در همين سراست
در كمين عشق و حس و جان و خون ماست
بر حال خويش انديشه كن
راهي نوين را پيشه كن
در راه نو آزادگي را مبر از ميان
ويرانه كن ريشه بربران

آزادي بهتر ز گوهر است
كي در تو انسان برابر است
خود برتر از ديگران مبين
خاكت مثل خاك ديگر است

تا .. عيش و نوش و سود حاكمان سراي توست
فقر و مرگ و جنگ و غارت از براي توست
بر حال خويش انديشه كن
راهي نوين را پيشه كن
در راه نو آزادگي را مبر از ميان
ويرانه كن ريشه بربران

ايران مهر تو برون كنم
تا كي اين دل از تو خون كنم
تا زندان هست و شكنجه هست
بر گو با ظلم تو چون كنم

تا … گردش جهان بدور آسمان بپاست
سرنگوني ستمگران شعار ماست
برحال خويش انديشه كن
راهي نوين را پيشه كن
در راه نو آزادگي را مبر از ميان
ويرانه كن ريشه بربران

http://www.4shared.com/file/139807744/cf435b2f/ey_iran_jadid-freydoon_farahi-_masoud_azar.html

آقایان فکر نباشد، جان در عذاب است! طرح مشکل یا راه چاره؟ اطلاع رسانی نفر به نفر یا تلویزیون؟

سپتامبر 5, 2009 با امتی رند

راه سبز امید یک جبهه است، نه حزب.فرق حزب و جبهه را بدانیم،اختلافات را کنار بگذاریم.موسوی خواست که اطلاع رسانی کنیم، چگونه؟ به چه زبان بگویم آقای سازگارا انقدر خودت را در یوتوب جر میدهی‌ چند نفر را مطلع میکنی‌؟ ۹۰ درصد بینندگان یوتوب خارج از کشور هستند و به اطلاعات دسترسی‌ دارند،گیرم که مطلع می‌کنید، با خیل عظیم امت بی‌ نت چه می‌کنید؟ برادر من، برو دست مخملباف ،کدیور ، گنجی، نبوی،بهنود،مهاجرانی،سروش،.. را بفشار و جبهه‌ سبز امید خارج از کشور را با تلویزیون متحد  راه بیانداز، مگر چقدر خرج دارد؟ملت نیاز به تحلیل و هماهنگی‌ دارد،

نه فقط ما که موسوی هم خود را رئیس جمهور ایران میداند و به ملت پیام تسلیت میدهد

جولای 19, 2009 با امتی رند

نکتهٔ ظریفی‌ که میر حسین با پیامش به ملت می‌‌گوید و به ما قوت قلب میدهد. درود به شرفت موسوی. خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست، رهبر ما موسویست، امید یک ملتیست،- ما همه سرباز تو ایم موسوی ، گوش به فرمان تو ایم موسوی

لحظاتی پیش صدا و کودتا در مقابل هاشمی‌ زانو زد

جولای 19, 2009 با امتی رند

بعد از اخبار ساعت ۲۱ تفسیری با عنوانه نقد و تمجید‌ها ی سیاسیون از خطبه‌های هاشمی‌ پخش کرد که در آن با چهره‌های اصلاح طلب و اصولگرا مصاحبه کرده بود،هر چند در طول گزارش نهایت سعی‌ شده بود روی کلمه ی قانون که هاشمی‌ بیشتر خطاب به مسٔولین گفته بود به معترضان بچسبانند.اما در کلّ همین عقب نشینی که صدای مخالف از چهرهٔ افرادی چون مجید انصاری و گرامی‌ مقدم پخش شود جای تعجب دارد،سخنان هاشمی‌ از جمله انتقاد از صدا سیما در قضیه انتخابات که نمی‌‌دانم سانسور شده بود یا نه نیز پخش شد،با این وجود سوای تمام تلاش صدا و سیما در پخش بیشتر مصاحبه‌های افراد مخالف و تعابیر کمی‌ با دخل و تصرف از سخنان هاشمی‌،اقدام به پخش بخشهای مهم سخنان هاشمی‌ در درخواست آزادی زندنیان خود جای تامل دارد،بیخود نیست ابطحی او را مرد همیشه در قدرت می‌‌داند.

میرحسین به بالاترین:youtube طلب تان،شما فعلا سر همان تلویزیونی که میخواستید راه بیندازید توافق کنید

جولای 14, 2009 با امتی رند

در راستای درخواست کاربران بالاترین از رئیس جمهور میرحسین موسوی جهت حضور در رسانهٔ تازه به دوران رسیده ی یوتیوب،بیانیه  شماره ۱۰ مهندس موسوی در سایت قلم نیوز منتشر شد.متن بیانیه بدین شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم.بالا نشینان عزیز،خبر شمارا شنیدم،خبر مرگتان میتوانید بفهمید که من الان تحت محاصره هستم یا نه؟ من اگر هر حرفی‌ مستقیم بزنم هم من را هم شمارا…میکنند؟ غیر مستقیم هم که می‌‌گویم نمی‌‌گیرید،میگم اعتکاف کنید،مسخره بازی در میارید،میگم برقو قطع کنید،میخندید،به گوینده شک دارید از عقلتان کمک بگیرید.من که الان همه مشاور هامو گرفتن،منمو مملیو میتی، از اولم خود شماها بودین که ایدئو فکر به ما میدادین.این جنبش میگن مردمی هست واسه اینه،ببینید چطور بی‌ بی‌ سی‌ خبیث رو  با اتحاد به زانو در آوردید، عزیزان من،از هر کیش و آیین مذهبی‌ هستید،با هر نظر ای،وحدت عمل داشته باشید نه وحدت نظر،اگر تا الان آن تلویزیون لا مسبو را انداخته بودید،۴ تا آدم که میگرن من چی‌ میگم دوره هم جم میکردید،الان هماهنگ بودید.برید همون مخملباف و سازگارا و نبوی و بهنود .. دوره هم جم کنین یه تی وی را بندازین که واسه یه خبر اینهمه لینک ندید آخرشم هیچکدوم به حد نصاب نرسه،همون زیرنویس کنید تو ماهواره کل ایران میفهمه برنامه چیه،تقیو نقی‌ نداره ایراد بنی اسرائیل ی نگیرید.در آخر از شما می‌خوام طبق معمول بیانیه هام، که به اعتراض ادامه بدید و از این چیزا

http://arianna.libero.it/search/abin/dnserror.x?query=amtirend.wordpress.com&regione=6